محمد اعظم خان ناظم جهان
118
قرابادين اعظم ( فارسى )
شربت نيلوفر با عرق شاهتره و عرق نيلوفر و عرق كاسنى و خاكشى پاشيده دهند باز شيرهء كاهو يا شيرهء خرفه يا شيرهء مغز تخم كدو به شرط تشنگى بسيار و گرمى زائد بيفزايند و شربت انار داخل كرده دهند باز براى نضج صفرا آلوى بخارا و زرشك تخم كاسنى گاو زبان عناب شب در آب گرم تر كرده صبح ماليده صاف نموده شربت بنفشه خاكشى پاشيده دهند باز مسهل دهند و نيز در تپ غب شيرهء تخم خرفه شيرهء تخم كاسنى هريك شش ماشه سكنجبين دو توله داخل كرده دهند و در حمى محرقه تبريد زياده كنند و شيرهء خيارين و شيرهء تخم كاهو و لعاب اسپغول بيفزايند بلكه قرص طباشير كافورى سه چهار ماشه دهند و اگر اسهال باشد قرص طباشير قابض هم بدهند و در محرقه آب كاسنى سبز مروق و سكنجبين نيز محبوبست و براى اسهال صفرا قرص طباشير ملين و شربت ورد مكرر و شربت دينار بحسب تقاضاى وقت و مزاج بدهند غرض تا هفتم روز كه بحرانست تسكين مزاج كرده باشند و درين اثنا اگر خودبخود اسهال شود قرص طباشير افيونى و كافور و كشنيز خشك و تخم كاسنى بريان و حب الآس يا شربت بهى يا رب بهى دهند و در بودن سرفه ترشى موقوف و بهدانه و اصل السوس در نسخها ضم سازند بالجمله بعد از هفت روز كه تپ كم شود مسهل از مغز فلوس و تمر هندى با لعاب اسپغول دهند و اگر قوى خواهند ترنجبين و شيرخشت هر يك چار توله افزايند و اگر در شدت گرمى و تشنگى و حرارت زائد در آب كدو و در شيرهء تخم خيارين يك توله مغز فلوس و تمر هندى نيز ماليده بدهند و بعد از نفاى ماده اگر حاجت شود براى تسكين حرارت زائد ماء القرع با شربت نيلوفر يا سكنجبين يا قرص كافور دهند كه براى تسكين و هيجان صفرا نافعست و مزيل حرارت و مسكن تشنگى و اگر غب دائم و لازم با كمى گرمى بود بعد سوم روز تسكين حرارت و عطش منضج بطور طبيخ نيز جائزست بنفشه و نيلوفر و كاسنى هر يك نه ماشه خيسانيده يا جوشانيده نبات يك نيم توله داخل كرده خاكشى چهار ماشه پاشيده دهند و اگر تسكين تپ و هم نضج ماده منظور باشد شيرهء مناسب مثل شيرهء كاهو يا شيرهء مغز تخم تربز يا شيرهء خيارين نيز دهند و از روز پنجم منضج صرف دهند پس روز هشتم بدستور مسهل دهند و ميان مسهلها تبريد يا منضج بايد داد و اگر تپ مركب از صفرا و بلغم بود در ادويهء سابقه باديان و گلقند افزايند تا بلغم نيز نضج يابد و اگر تشنگى شود شيرهء خيارين هم افزايند و غذا كهچرى يا آش جو و كدو دهند دوائى كه در تپ عنب معمول صفت آن بنفشه تخم كاسنى عنب الثعلب هر يك پنج ماشه در آب گرم تر كرده ماليده صاف نموده سكنجبين يك نيم توله داخل كرده گلقند يك نيم توله خورده بنوشند ايضا [ صفت آن ] باديان كاسنى هر يك چهار ماشه عرق گاو پنجوله سكنجبين گلقند هريك توله پاؤ بالا بدستور خيسانيده بنوشند ايضا در تپ صفراوى كه هرگاه تجاوز از بست روز نمايد به كار آيد صفت آن قرص طباشير ملين سائيده يك مثقال در سكنجبين هفت درم آميخته هميشه بخورانند و بعد از آن شيرهء زرشك شيرهء تخم كاسنى شيرهء تخم خيارين هريك دو درم در عرقيات مناسب برآورده شربت نيلوفر هفت درم اضافه نموده بنوشند و اگر بلغميت شريك باشد همراه ادويه عوض قرص مذكور قرص گل نمايند ايضا [ صفت آن ] گلو كشنيز خشك صندل سرخ مغز تخم كنولگته پوست اندرونى درخت نيم هريك پنج ماشه جوكوب نموده بجوشانند تا آب نيم پاؤ بماند صاف كرده بدهند تپ گرم كهنه دور شود و هر مرض كه از شرب شراب پيدا شود مفيدست تا پنج روز يا هفت روز به كار برند ايضا براى تپ گرم مستعمل اطباى هند صفت آن آمله بهنگ باديان هر سه ادويه را سائيده در شير بز كه خام باشد بياميزند و در هر دو كف دست و پاى بمالند و خوب مالش كنند تپ رفع شود دوائى كه در تپ بلغمى معمولست صفت آن بايد كه تا روز چهارم تبريد خفيف مثل شربت بنفشه